کلاس ششم

دروس ششم ابتدایی

با سلام ... ورود شمارا به وبلاگ کلاس ششم خوش آمد میگویم ... برای مشاهده کامل مطالب از آرشیو مطالب وبلاگ استفاده کنید.

                    

[ دوشنبه نهم دی 1392 ] [ 13:19 ] [ فاطمه رضایی ]

[ ]

  • در بین موصوف و صفت  می توانیم حرف ی  بیاوریم .
  •  مانند :گل زیبا که می توان گفت: گلی زیبا.

     در بین مضاف و مضاف الیه نمی توانیم ی بیاوریم .

     مانند : کفش ستاره؛در اینجا نمی توان گفت کفشی ستاره  .

     

    •  در بین مضاف و مضاف الیه می توان « این » و « آن » اضافه کرد

     مانند : ساحل دریا:ساحل این دریا            یا         صاحب آن مغازه

     در بین صفت و موصوف نمی توانیم صفت اشاره « این » و « آن » اضافه کنیم .

    مانند :گل زیبا که نمی توانیم بگوئیمگل این زیبا     یا            گل آن زیبا 


     

    • اگر کسره صفت و موصوف را برداریم و فعل است را به آن  اضافه کنیم جمله ای معنی دار ساخته می شود.

     مانند : مادر مهربان+ است که می شود مادر ,مهربان است.

     اما مضاف و مضاف الیه چنین نیست .

     مانند کیف سارا + است  که می شود کیف, سارا است و جمله  ما در این شکل درست نیست.

     

    • همچنین اگر به صفت ، تر اضافه کنیم کلمه ی جدید معنی دار خواهد بود 

    مانند : کوه بلند که اگر به آن تر اضافه کنیم میشود کوه بلند تر که معنی می دهد. درحالی که اگر تر به مضاف الیه بپیوندد ، معنی نخواهد داشت مانند درکلاس تر که معنی نمی دهد

                                                                                                          


    [ پنجشنبه شانزدهم آبان 1392 ] [ 19:23 ] [ فاطمه رضایی ]

    [ ]

    مبالغه واغراق آن است که در صفت کردن وستایش ونکوهش کسی یاچیزی افراط وزیاده روی کنند،چندانکه از حدّعادت معمول بگذرد وبرای شنونده شگفت انگیز باشد.

    هرگاه اغراق ومبالغه را به درجه ای رسانده باشند که در عقل وعادت،ممکن وباورکردنی نباشد،آن را« غلو »می گویند.

    اغراق در لغت به معنی سخت کشیدن کمان است.اغراق ومبالغه درجاتی دارد که بعضی به عقل وعادت نزدیکتر وبعضی دورتر است.مثال:

    شود کوه آهن چودریای آب                          اگر بشنود نام افراسیاب

    ز سمّ ستوران درآن پهن دشت               زمین شد شش  و آسمان گشت هشت

    که من از گشاد کمان روز کین              بدوزم همی آسمان بر زمین

                                                                            (فردوسی)

    گر برگ گل سرخ کنی پیرهنش را            از نازکی آزار رساند بدنش را

                                                                        (طرب اصفهانی)

    سعدی به طور نقد ادبی وتعریض گونه ای گفته است:

    چه حاجت که نه کرسی آسمان                  نهی زیر پای قزل ارسلان

    مگر پای عزّت برافلاک نه                  بگو روی اخلاص بر خاک نه

    حافظ گوید :

    هر شبنمی در این ره صد بحر آتشین است    دردا که این معما شرح وبیان ندارد

    نمونه ی دیگر ازسعدی:

    بگذار تا بگریم چون ابر در بهاران      کز سنگ ناله خیزد وقت وداع یاران

    دوچشم مست میگونت ببرد آرام هشیاران    دوخواب آلوده بربودندعقل از دست یاران

     در فرهنگ اصطلاحات ادبی این صنعت این گونه تعریف شده است :

    مبالغه اقسامی دارد؛ بعضی مقبول است وبعضی مردود، مبالغه مقبول از محسنات بدیعی است.مبالغه منحصر است در سه قسم تبلیغ،اغراق ،غلو

    مبالغه ی مردود آن است که در بعضی اوصاف مدح وهجا وغیر آن چندان غلو کنند که ترک ادب شرعی کند

    وچنانکه خاقان سروده است:

    یوسف نجّار کیست نوح درود گر که بود      تازهنر دم زنندبر دراسکان او

    نوح نه بس علم داشت گرپدر من بدی       قنطره بستی به علم برسرطوفان او

    بعضی ها بین مبالغه واغراق وغلو فرق می گذارند ومبالغه راادعای وصف چیزی می دانند که این ادّعا عقلاً وعادتاً ممکن باشد:

    به دندان رخنه در پولاد کردن       به ناخن راه در خارا بریدن

    بسی برجامی آسان تر نماید     زیارمنّت دونان کشیدن

                                                                                                                            sad book emoticon

    [ پنجشنبه شانزدهم آبان 1392 ] [ 19:19 ] [ فاطمه رضایی ]

    [ ]

    صفت:

    کلماتی که چگونگی و خصوصیات اسم را بیان می کنند و وابسته اسم باشند،صفت اند .

    صفت از حیث مفهوم:

    1- صفت بیانی :صفتی است که چگونگی و خصوصیات اسم را مانند قد،رنگ، جنس و... برساند .صفت بیانی خود برپنج نوع است :

    ô صفت ساده:صفتی است که تنها چگونگی وخصوصیات موصوف را بیان می کند. ویک جزء (تکواژ)دارد. مانند سیاه، سفید، 

    ô صفت فاعلی:صفتی که بر کننده کار دلالت کند. 

    ساخت اقسام صفت فاعلی:

    الف) بن مضارع + نده = گیرنده، خواننده.

    ب) بن مضارع + ان = گریان،خندان.

    ج) بن مضارع + ا = دانا، شنوا.

    د)بن مضارع و بندرت بن مضارع + ار = خریدار، نمودار.

    ه) بن مضارع یا مضارع + گار= آموزگار، پرهزگار.

    و) اسم معنی و بندرت صفت یا بن فعل + گر= دادگری، رفتگر.

    ôصفت مفعولی: معمولا از بن ماضی+ کسره(ه)ساخته می شود: گرفته، شنیده

    که آن را اسم مفعول نیز نامیده اند صفتی است که معنی مفعولیت دارد.یعنی کار بر آن واقع می شود.

    ô صفت نسبی: صفتی است که به کسی یا چیزی نسبت داده می شود و با افزودن پسوندهای" ی، ینه، گانه، و..." ساخته می شود.

    ô صفت لیاقت: صفتی است که شایستگی و قابلیت موصوف را می رساندو با افزودن"ی" به آخر مصدر ساخته می شود.

    اقسام صفت بیانی :

    1- از لحاظ ساخت 

    الف)صفت ساده:خوب، عالی، تند، بد. 

    ب) صفت مرکب:ارجمند،گرانبها، خواننده

    پسوندهای صفت نسبی :ی (تهرانی) ین(زرین) ینه( زرّینه) ان(بابکان) انه(مردانه) 

    انی(ظلمانی ) گان(گروگان) گانه(جداگانه) چی(تلفنچی) ه(سه روزه) 

    ôکلماتی مانند :جنگی (صفت نسبی دارای معنی فاعلی- ارسالی (صفت نسبی دارای معنی مفعولی).

    پسوندهای رنگ: گونه،گون،دیس، سار، وار، وش، آسا.

    پسوند لیاقت: ی(خوردنی، دیدنی).

    پسوند مبالغه: و(اخمو، شکمو).

    پسوند دارندگی:ور(اور(رنجور) آگین- گین- گن- مند- ناک

    2- اقسام صفت بیانی از لحاظ درجه ومقایسه :

    مطلق: مقایسه نمی کند: خوب،بلند، عالی.

    تفضیلی(مطلق+ تر):یکی را با یکی یا چند تا مقایسه می کند.بهتر،خوبتر

    صفت عالی (مطلق + ترین) : مقایسه یکی با همه است .بهترین،خوبترین 

    2- صفت مرکب:از دو یا چند تکواژ مستقل تشکیل می شود.پابرهنه، پرآب، پاره پاره، 

    برخی از صفت های مرکب این گونه ساخته می شوند:

    الف) از اسم وصفت(یاصفت +اسم) : سفیدپوست، بداخلاق.

    ب) یک یا دو تکواژ مستقل + بن فعل: خودخواه، راهنما، دل گشا.

    3- صفت مشتق:در ساختمان چنین صفتی یک تکواژ مستقل و دست کم یک "وند " وجود دارد : بی ادب .

    برخی از صفت های مشتق این گونه ساخته می شوند:

    الف)پیشوند + صفت یا اسم= ناپاک،ناهماهنگ، ناسپاس، نسننجیده.

    ب) صفت+ پسوند = ویرانگر، روشنگر، صادقانه، خردمندانه.

    ج) اسم+ پسوند= ابریشمی، بهاره، پاییزه، خانگی(صفت نسبی).

    د) بن مضارع+ پسوند= بینا، زیبنده، گریان(صفت فاعلی).

    ه) بن ماضی + پسوند= شکسته(مفعولی)،خریدار(فاعلی).

    4- مشتق- مرکب:این نوع صفت هم مشتق است هم مرکب:

    ناجوان مرد، حمایت کننده، هیچ کاره، چهارده ساله، ایرانی نژاد.

    انواع صفت

    1-صفت اشاره: کلمات این، آن، همین، همان، چنین، چنان، اینچنین و آنچنان

    به تنهایی: ضمیرند و با اسم وجانشینان آن: صفت.

    مانند: این قلم را بردار. این :صفت این را بردار. این:ضمیر 

    2- صفت پرسشی: کلمات چه، چگونه، چند، چندم، چندمین، کدام،کدامین

    با اسم وجانشینان اسم: صفت و به تنهایی: ضمیرند.

    مانند: چه قلمی داری؟ چه:صفت چه داری؟ چه:ضمیر پرسشی

    3- صفت مبهم: همه، فلان، بهمان، چند، چندم، چندمین، هیچ اند، دیگر، دگر، هر

    با اسم وجانشینان اسم: صفت و به تنهایی: ضمیرند.

    مانند: همه قلم ها را برداشتم. همه:صفت همه را برداشتم. همه: ضمیر

    نکته: "هر" هرگز به تنهایی نمی آید، با بعضی از کلمات ترکیب می شود: هرکه، هرچه، هرچندو...

    4- صفت تعجبی: کلمات (چه و عجب) اگر در جمله همراه اسم یا ضمیر بیایند و تعجب گوینده را درباره آنها نشان دهند، صفت تعجبی هستند:

    مانند: چه آدم خوبی است! 

    نکته: این کلمات اگر در جمله وابسته به اسم و جانشینانش نباشند، قید یا ضمیرند.

    مانند: چه زیبا می نویسد! چه: قید چه ها بر سرش آوردند ! چهک ضمیر

    ôنکته:این صفات( اشاره، مبهم، تعجبی، پرسشی) چون اغلب پیش از موصوف می آیند، صفت پیشین نام دارند.

    5- صفت شمارشی(عددی): 

    الف) عدد اصلی : یک، دو، صد، میلیون.

    ب) عدد کسری: یک دهم، ده یک، ثلث، یک سوم.

    ج) عدد ترتیبی:دوم، دومین، صدم، صدمین( کلمات نخست، نخستین، اول، اولین، آخر،آخرین هم صفت عددی ترتیبی اند).

    د)عدد توزیعی: یک یک، یک به یک، یک دانه یک دانه، دو دو، دو به دو، دوتا دوتا.

    نکته: صفات شمارشی، گاهی پیشین: ( دو کتاب) و گاهی پسین:(کتاب دوم) هستند.

    6- صفت بیانی: بیان کننده حالتی از کلمه قبل از خود است:خوب، زیبا.

                                                                                                     
     

    [ پنجشنبه شانزدهم آبان 1392 ] [ 19:8 ] [ فاطمه رضایی ]

    [ ]

    دوستان به علت استقبال شما از وبلاگ بنده هر هفته یا هر ماه موضوعی برای انشاء می نویسم وشما متن انشاء را به آدرس:

    www.far1380@chmail.ir

    ایمیل کنید

    [ چهارشنبه دهم مهر 1392 ] [ 17:1 ] [ فاطمه رضایی ]

    [ ]

    رستم هنگام جدا شدن از تهمینه،همسرش،پس از آنکه فهمید به زودی دارای فرزند خواهند شد،بازوبندی به تهمینه دادکه آن رابه بازوی اوببندد.پس از مدتی تهمینه پسری به دنیا آوردوبازوبند را به بازوی او بست.سهراب کم کم بزرگ شد ودر شجاعت وپهلوانی همانند پدرش بود .یک روز با مادر درمورد پدرش صحبت کرد وفهمیدکه پدرش کیست وچگونه آدمی است.سهراب تصمیم گرفت به جست وجوی پدر برودوبااو همراه باشدوکاووس شاه که وصف پهلوانی ها ورشادت های سهراب را شنیده بود،رستم رابرای مقابله بااو فرا خواند .رستم برای این که این پهلوان جوان را ببیندواورابه خاک بزند،لباس ترکان را پوشیدومخفیانه به اردوگاه سهراب رفت.

    «ژنده رزم»برادر تهمینه ودایی سهراب از جریان پدروفرزندی سهراب خبرداشت وچون رستم را می شناخت،تهمینه اوراباسهراب همراه کرده بودتارستم را به سهراب بشناساند؛امااز بخت بد،آن شب ژنده رزم از چادر سهراب بیرون آمده بودواین همان شبی بود که رستم به اردوگاه آمده بود .ژنده رزم بارستم روبرو شد وآن هادر تاریکی یکدیگر رانشناختند.ژنده رزمبادیدن سایه فریاد براورد امارستم با ضربه ای او راکشت تابتواند به کارخود ادامه دهد.

    فرداصبح سهراب از کشته شدن دایی خود آگاه وآماده رزم شد.سهراب می دانست که پدرش در میان پهلوانان ایرانی است،اما اورا نمی شناخت.به همین دلیل از هژیر که نزد آنان اسیربود،سراغ رستم را گرفت .هژیر بدون آنکه از سهراب وماهیت واقعی او ونقشه اش آگاه باشد،نشانی تمام پهلوانان رادادووقتی می خواست رستم را معرفی کند،گفت او یک پهلوان چینی است.هژیر می ترسیدکه سهراب قصد جان جهان پهلوان راداشته باشد،به همین دلیل اطلاعات غلط به اوداد.سهراب از قصدهژیر آگاه شدواصرارکرد که رستم وچادر اورانشان دهد،اماهژیر حتی با پول ومقام ووعده های دیگر سهراب هم راضی نشدنشانی از رستم به سهراب بدهد.سهراب خشمگین به چادر کاووس شاه حمله برد.کاووس شاه کسی رانزد رستم فرستاد واورابه کمک طلبید.

    رستم نزد سهراب آمد تااوراازجنگ بازدارد.سهراب پدررادیدوحدس زد که شاید او رستم باشد.به همین دلیل اورا به کناری کشید واز نام ونشان او پرسید.رستم که سهراب را نشناخته بود،باز هم هویت خودراپنهان کرد. سهراب جوان از یافتن پدر ناامید شده بود،تصمیم گرفت به سپاه کاووس حمله کند.قرارشدفردا صبح رستم وسهراب بایکدیگر کشتی بگیرندتا برنده وبازنده ی میدان پهلوانی معلوم شود .در دور اول سهراب پیروز شدوبر طبق رسم پهلوانی که رستم پیشنهادکرد،قرارشددوباره کشتی بگیرند .در دور دوم ،رستم پیروزشد وباخنجرخود قلب جوان راازهم درید؛بی خبر از آنکه فرزندش سهراب است وفقط وقتی بازوبند رابربازوی سهراب دید،فهمیدکه چه کرده است .رستم آن پهلوان نامدار،بر جسد فرزندگریه ها وناله ها کرد.آن گاه گودرز را؛برای آوردن نوشدارونزدکاووس شاه فرستاد.، اما کاووس از بیم نجات سهراب وهمدست شدن پدروپسر ودر خطر دیدن تاج وتخت خود،در فرستادن نوشدارو،کوتاهی کرد.رستم دلتنگ از مرگ فرزند وخشمگین از خیانت کاووس شاه،نزد او رفت تا نوشدارو بگیرد اما.....................

    گَوِ پیل تن سرسوی راه کرد کََس آمد پی اش زود وآگاه کرد

    که سهراب شد زین جهان فراخ همی از تو تابوت خواهد نه کاخ

    سهراب جان باخت ونوشداروی پس از مرگ سهراب در فرهنگ ما مثل شد.

                                                                                                     

    [ چهارشنبه دهم مهر 1392 ] [ 16:52 ] [ فاطمه رضایی ]

    [ ]

    آن سوی نخل ها پُر سرباز دشمن است           این شهر ِ در محاصره، شهر تو و من است

    دشمن نفوذ کرده و این شهر بی پناه               اینک به زیر چکمهّ ناپاک دشمن است

    دریاقلی! رکاب بزن، یا علی بگو                      چشم انتظار همت تو دین و میهن است

    ای مرد اهل درد، بنازم به غیرتت                    این خانه‌ها هنوز پر از کودک و زن است

    فردا ـ اگر درنگ کنی ـ کوچه‌های شهر            میدان جنگ تن به تن و تانک با تن است

    از راه اگر بمانی و روشن شود هوا                 تکلیف شهر خاطره‌های تو روشن است!

    دریاقلی! رکاب بزن گرچه سهم تو                  از این دیار، ترکش و یک مشت آهن است

    دریاقلی! به وسعت دریاست نام تو               تاریخ در تلفظ نام تو الکن است

    هی مرد ِ مرد از نفس افتاده‌ای مگر؟!          همپای مرگ، کار تو امشب دویدن است

    چون موجها به دامن ساحل نمی‌خزی         دریایی و طریقت دریا تپیدن است.

                                                                                                                                           


    [ چهارشنبه دهم مهر 1392 ] [ 16:47 ] [ فاطمه رضایی ]

    [ ]

     سوالات تشریحی

    ۱- شعر های زیر را کامل کنید.

    .......................................... این خانه،خانه ی توواین دل سرای توست

    گر بود اختیار جهانی بدست من .............................................

    جاودان زی، .......................... .............................................


    2-فرض کنید شما زبان فارسی هستید و در دوخط خواسته ی خود را از ایرانیان بیان کنید.

    3- ضرب المثلی که در درس " من و شما " آمده را بنویسید و آن را توضیح دهید.


    4- مترادف کلمه های زیر را بنویسید.

    بزرگی و ............ شروع و .............. وطن و ...............


    5- متضاد کلمات زیر را بنویسید.

    فراز و ............... پیروزی و ............... سر بلندی و ...........


    6- ترکیبات وصفی و اضافی را مشخص کنید؟

    آوای دلنشین : بزرگان علم:

     سوالات تستی

    بیت زیر را باز نویسی کنید

    برگ درختان سبز در نظر هوشیار هر ورقش دفتر یست معرفت کردگار

    2) مخالف کلمات زیر را بنویسید

    ظاهر حاضر بینا نادان

    3) در شعر زیر قافیه ها را مشخص کنید

    باد بهاری وزید از طرف مرغزار باز به گردون رسید ناله ی هر مرغ زار

    خیز و غنیمت شمار جنبش بادربیع ناله ی موزون مرغ بوی خوش لاله زار

    4)جمله های زیر را باز نویسی کنید :

    این همه خلق را که شما بینید بدین چندین بسیاری . این همه را خالقی است.

    غفلت از این و نااندیشیدن تاریکی افزاید اندر دل و نادانی گمراهی است .

    8)کدام جمله ها عاطفی , کدام خبری و کدام امری است ؟

    الف ) دانش آموزان کلاس ششم 1 خوب درس می خوانند .

    ب) چه دانش آموزان قدر شناسی !

    ج) مکن کاری که هشیاران بخندند

    9) نام دیگر جمله ی پرسشی چیست؟ و بگویید جمله ی پرسشی چه مشخصاتی دارد ؟

    10) در جمله ی : <خیز و غنیمت شمار > چند جمله وجود دارد ؟ این جمله ها از کدام نوعند؟

    11) وقتی می گوییم " ترکیب وصفی " ترکیب یعنی چه ؟

    12) کدام یک از ترکیب های زیر وصفی است ؟

    بوی خوش باد بهاری برگ درختان برگ سبز

    13) به جز ترکیب وصفی چه نوع ترکیب دیگری می شناسید ؟ نام ببرید و برایش مثال بزنید .

    14) با توجه به متن درس " معرفت آفریدگار " چه چیزی موجب افزایش روشنایی در دل می شود؟

    15) درس معرفت آفریدگار از چه کتابی است ؟ نام نویسنده ی این کتاب کیست؟

    16) برای هر کدام از کلمات زیر 4 هم خانواده بنویسید

    مخلوق نعمت موزون معرفت غفلت

    17) هم معنی کلمات زیر را بنویسید :

    گردون مرغزار

    18) شاعر در بیت زیر توصیه می کند که چه چیزهایی را غنیمت شماریم ؟

    خیز و غنیمت شمار جنبش باد ربیع ناله ی موزون مرغ بوی خوش لاله زار

                                                                                                               

    [ چهارشنبه دهم مهر 1392 ] [ 16:46 ] [ فاطمه رضایی ]

    [ ]

    قید:

    کلمه ای است که مفهوم فعل یا صفت یا کلمه ی دیگر را به چیزی از قبیل : زمان ، مکان ، حالت و چگونگی مقید سازد و از ارکان اصلی جمله باشد ، مانند : آرش پیوسته کار می کند ، هرگز بیکار نمی نشیند ، هر پرسش را عاقلانه جواب می دهد . کلمات پیوسته ، هرگز و عاقلانه از قیود هستند .

    ممکن ایت یک جمله دارای چند قسم از قیود باشد : نیما، امروز اینجا خوب کار کرد .
    " امروز " قید زمان و " اینجا " قید مکان و " خوب " قید حالت است

    ممکن است قیدی بر سر قید دیگر افزوده شود : محمد بسیار دیر به خانه بازگشت

    قید بر دو قسمت است : مختص و مشترک

    قید مختص آن است که تنها در حالت قید استعمال شود ، مانند : هرگز ، هنوز

    قید مشترک آن است که در غیر حالات قید نیز استعمال شود ، مانند : خوب ، بد و امثال آن که گاهی صفت واقع شوند و گاهی قید : علی خوب کار می کند . محمد شاگرد خوبی است .

    پاره ای از قیود مشهور از این قرار است :

    1- قیود زمان : پیوسته ، همیشه ، گاه ، گاهی ، ناگاه ، ناگهان ، همواره ، دیر ، زود ، بامداد ، دوش ، پار ، پیرار ، شب ، روز

    2- قیود مکان : بالا ، پایین ، فرود ، چپ ، راست ، پیش ، پس ، آنجا ، اینجا ، درون ، برون ، هرجا ، همه جا


    3- قیود مقدار : بیش ، کم ، بسیار ، اندک ، پاک ، سراسر ، یکسر ، بسی ، بسا ، چند ، چندان ، فراوان

    4- قیود تاکید و ایجاب : البته ، لابد، لاجرم، ناچار، بی گفتگو، بی گمان ، بدرستی ، راستی را ، بی چند و چون

    5- قیود ترتیب : پیاپی ، دمادم ، نخست ، درآغاز ، درانجام ، دسته دسته ، یکان یکان ، پی ، آنگاه

    6- قیود نفی : نه ، هیچ ؛ هرگز ، به هیچ وجه ، به هیچ رو ، اصلا ، ابدا ، مطلقا

    7- قیود وصف : خندان ، شادان ، سواره ، پیاده ، لنگ لنگان ، عاقلانه ، آشکار ، نهان ، مردوار ، بنده دار ، آسان ، دشوار ، سربسته ، نهفته

    8- قیود شک و ظن : پنداری ، گویی ، گوییا ، مگر ، شاید

    9- قیود استفهام : کدام ، چند ، چه سان ، مگر ، هیچ

    10- قیود استثنا : جز ، جز که ، مگر ، الّا

    11- قیود تمنّی : کاشکی ، کاش ، ای کاش ، بو که ، آیا بود

    12- قیود تشبیه : مانا ، همانا ، چنین ، چنان

    [ چهارشنبه دهم مهر 1392 ] [ 16:43 ] [ فاطمه رضایی ]

    [ ]

    درمان مشکلات انشاء نویسی دانش آموزان

    انشاء به معنی ایجاد کردن،پرورش دادن،ابداع و خلق کردن ،نظم دادن به فکرو نیز ایجاد کلام و نگارش آن در قالب عبارات زیباست. جمله نویسی ویا موضوع انشاء در کلاس درس ، باید طوری باشد که خاطره ای در ذهن دانش آموز تداعی کند یا چیزی را ببیند وبشناسد تا بتواند در مورد آن مطلب بنویسد.دانش آموزان دارای اختلال یادگیری در بسیاری از جنبه های بیان نوشتاری از همکلاسی های فاقد اختلال یادگیری،عقب ترند.این تفاوتها همیشه پایدار نیست وتا حدود زیادی برطرف می شود. دانش آموزان دارای اختلال یادگیری احتمالاَ در زمینه جمله نویسی و انشاء نویسی ،یعنی دستور زبان ومحتوا ضعیف اند.هر چند دانش آموزان بزرگتر،اصول نحوی وواژگان پیچیده تری را نسبت به دانش آموزان خردسال به کار می برند .

    چرا انشا می نویسیم؟

    1-جهت انتقال دانسته های خود به دیگران .

    2-جهت تقویت استعداد و قوه تخیل خود.

     

    3- جهت پرورش تفکر ،دقت،ادراک و استدلال خود.

                                                                                     تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

            

                                                                                         

    [ چهارشنبه دهم مهر 1392 ] [ 16:39 ] [ فاطمه رضایی ]

    [ ]

    مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ،